جستجو

تبلیغات



کوهنورد


    در سکوت ساکت تنهائی این کوه تمامی گرم گرم از نور عشق آن خداوندیست کز میان آنهمه طوفان و کولاک سراسر سوز سرما میرهاند جان او را از غم سرما

    قدمها در فراخ برف میراند و میگوید که ای سرما منم آن مرد بی پایان منم طوفان و هم هرمان خیالت سوز و سرمائی من اما دل سپرده با خیال یار رویائی و دل با کوه خوش دارم نه تنهایم نه با کس ره سپارم من کسم سرشار تنهائیست و من با او همه رویای بیدارم قدم بر کوه میرانم و میگویم که ره از اوست سلامت نیز نزد اوست خدا را با که دارم دل که دل هم اوست خیال خام و عشق و کوه و سوز و سرما اوست و من اویم و او من های بی پایان تو ای کوه آشیانم باش که هم اویم و اوهم ما 25/6/90 کوهیار


    این مطلب تا کنون 38 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ جمعه 25 شهريور 1390
    منبع
    برچسب ها : اوست ,سرما ,
    کوهنورد

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 10 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر