خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





کوهنورد


    در سکوت ساکت تنهائی این کوه تمامی گرم گرم از نور عشق آن خداوندیست کز میان آنهمه طوفان و کولاک سراسر سوز سرما میرهاند جان او را از غم سرما

    قدمها در فراخ برف میراند و میگوید که ای سرما منم آن مرد بی پایان منم طوفان و هم هرمان خیالت سوز و سرمائی من اما دل سپرده با خیال یار رویائی و دل با کوه خوش دارم نه تنهایم نه با کس ره سپارم من کسم سرشار تنهائیست و من با او همه رویای بیدارم قدم بر کوه میرانم و میگویم که ره از اوست سلامت نیز نزد اوست خدا را با که دارم دل که دل هم اوست خیال خام و عشق و کوه و سوز و سرما اوست و من اویم و او من های بی پایان تو ای کوه آشیانم باش که هم اویم و اوهم ما 25/6/90 کوهیار


    این مطلب تا کنون 14 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : اوست ,سرما ,
    کوهنورد

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده